تاب آوری اجتماعی در مقابل اپیدمی کرونا

 

 

تاب آوری اجتماعی ظرفیت تغییر و تحول، تطبیق پذیری و توانمندی در مقابله با تنش و بحرانهای اجتماعی است در واقع توانایی و انعطاف پذیری افراد و گروهها، خانواده و جوامع از طریق یادگیری ،سازش و قدرت انطباق با شرایط و متقضیات جدید است که به نحوی دیگر مهربانی و عطوفت، سازگاری اجتماعی ، قدرت تعدیل شرایط، سرمایه و سازندگی اجتماعی را تقویت می کند. زمانی که جامعه با تهدیدات مخاطر آمیزیچون ویوس کرونا دچار بحران می گردد نیاز به توسعه تاب آوری با مساعدت و حمایت های اجتماعی به هنگام وهماهنگ، فراگیر و جامع جهت بازگشت سریع به شرایط قبل از بحران با حداقل آشفتگی و مشکلات رادارد .

تاب آوری اجتماعی به قبل،حین و بعد از بحران های اجتماعی می پردازد اما در این برهه زمانی تاب آوری در حین وقوع  بحران موضوعیت دارد. هرچند بهترین روش توسعه و تقویت تاب آوری اجتماعی برای کاهش آسیب پذیری جامعه در حین بحران، سیاستگذاری توسعه تاب آوری اجتماعی قبل از وقوع بحران است.

اما متاسفانه در جامعه ما کمتر به آن می پردازند و رویکرد غالب در جامعه ما ، درمان به جای پیشگیری است که هزینه های انسانی ،اجتماعی و اقتصادی آن چندین برابر می باشد که کم کردن این هزینه ها و کاهش آسیب ها مستلزم معکوس کردن این رویکرد است .  تاب آوری اجتماعی رابطه معکوس با آسیب پذیری اجتماعی دارد هر چه تاب آوری اجتماعی بیشتر میزان آسیب پذیری اجتماعی هم کمتر خواهدشد پس ارتقاء تاب آوری اجتماعی از ضرورت های کارکردی جامعه محسوب می شود که در زیرمختصراً به چند نکته در خصوص توسعه تاب آوری اجتماعی در مقابل بحرانها، خصوصاً اپیدمی کرونا از منظر جامعه شناختی اشاره خواهم کرد .

✅واگرایی درعین همگرایی : آیا در زمان بحران کرونا باید ازهمدیگر فاصله بگیریم و یا به همدیگر نزدیک شویم؟ به نظر می رسد هردوی اینها در شکل و فرم خاصی لازم و ضروری است  بدین شکل که در زیست جهان اجتماعی واقعی و عینی از همدیگر فاصله بگیریم و فاصله گیری اجتماعی را برگزینیم اما در زیست جهان مجازی و ذهنی به همدیگر نزدیک شویم و با تقویت سرمایه اجتماعی، آگاهی بخشی،همدلی ، همکاری و مشارکت ،انسجام اجتماعی را حفظ و با همگرایی از یک سو و واگرایی از سوی دیگر، تاب آوری اجتماعی را جهت عبور از بحران ارتقاء دهیم.

اگر با رویکرد کارکردی به بحران نگاه کنیم این بحران علاوه بر تغییردرحیات فردی ، با تغییر در زیر نظام های فرهنگی کل سیستم و تغییر ساختاری در روابط انسانی  ،حیات اجتماعی را هم دگرگون نموده است . ضروری است مردم جامعه ایران این تغییر رفتاری در تعاملات ومرودات را ازجمله: دست زدن،بوسیدن وگپ زدن دورهمی دوستانه و صمیمی …را به طور موقت بپذیرند و خود را با شرایط جدید سازگار و وفق نمایند. چون بدون تغییر سبک زندگی وبی توجهی به برخی هنجار و ارزش های اجتماعی و رفتارهای عاطفی،گذر از این بحران طولانی تر و به تبع آن آسیب زایی در حوزه های متعدد سلامت ،اقتصادی و اجتماعی را افزایش خواهد داد .

✅ احساس مسئولیت اجتماعی : با توجه به تأکیدات مکرر پزشکان و کارگزاران دولتی و غیر دولتی ، مهمترین راه جهت جلوگیری از شیوع این ویروس اپیدمیک در حال حاضر ماندن در خانه و خود کنترلی و خود مراقبتی است که یک مسئولیت فردی و اجتماعی مهمی تلقی خواهد شد که نه تنها ما را از گزند این ویروس حفظ خواهد کرد بلکه یک نوع دگر مراقبتی از همسایگان ،همشهریان و هم وطنانمان در پی خواهد داشت لذا پیشنهاد می گردد این گفتمان پارادایمیک مسئولیت اجتماعی را در قبال خانواده،پرسنل بهداشت و درمان و کل جامعه را بیشتر عملیاتی وجهت جلوگیری از تبعات اقتصادی وآسیب های اجتماعی بیشتر این حرکت دومینویی، تکلیف شهروندی خود و حقوق شهروندی دیگران را مراعات نماییم. به نظر می رسد امروز میدان خود ارزیابی مناسبی برای احساس مسئولیت اجتماعی ماست که همواره دیگران را به نداشتن آن متهم کرده ایم.

✅توجه به روانشناسی اجتماعی : روانشناسی تاب آوری ناظر بر فرآیندهای روانی اجتماعی است با تقویت روحیه روانی وتقویت اعتماد به نفس ، استرس و اضطراب را به عنوان تقویت کنندهای منفی اثر پذیری کرونا را در افراد جامعه کاهش دهیم و از بین ببریم که این روحیه توانمندی و اعتماد یکی از رئوس مثلث مبارزه با این ویروس واگیر وکشنده است البته این به معنای بی توجهی به مخاطره آمیز بودن این ویروس مهلک نیست بلکه باید توده مردم را به مقابله با آن حساس تر نماییم . بنابراین ترکیب تاب آوری با روشهای بالینی، آموزشی، مددکاری و مشاوره، بسترساز و حامی رشد و بالندگی انسان و توسعه تاب آوری است که به پروتکل های درمانی، مداخلاتی وانواع روشهای توانمندسازی اعتبار می بخشد

✅اتخاذ سیاست اجتماعی : لازم است در چنین شرایط بحرانی واقعیات بازنمایی و شفاف گردد تا بتوان بر اساس واقعیات برای عبور از بحران سیاست گذاری بلند مدت و کوتا مدت متناسب را اتخاذ نمودکه متاسفانه سیاست اجتماعی  نه تنها یک ضعف عملکردی در سطوح مختلف جامعه حتی یکی از ضعف های گفتمانی در محافل علمی و در نهاد های دولتی است .پس اهمیت سیاست کوتاه مدت برای گذر از بحران موجود و کم کردن تلفات و کاهش آسیبهای متعدد چندجانبه اقتصادی و اجتماعی و سلامت محورضرورت کلیدی دراین برهه ی زمانی است اما سیاست های بلند مدت با توجه به اینکه این بحرانها تمام شدنی نیستند اگر این بحران به پایان برسد بحران های دیگری در راه خواهد بود لازم است از این بحران ها تجربه بگیریم و با تدوین سیاست های اجتماعی بلند مدت هدفمند و آینده نگرانه مدیریت بحرانها را عقلایی تر نماییم تا بحرانها را بحرانی تر نکنیم .

✅حکمرانی خوب بحران : حکمرانی خوب بحران با همکاری ،مشارکت و تعامل سه حوزه ی دولتی،مدنی و خصوصی امکان پذیر است . تا بتوان از همه ظرفیت و پتانسیل های موجود در جامعه برای حل بحران استفاده نمود و این دموکراتیزه ترین راهبرد گذر از بحران است  که با سیاستهای راهبردی ، تسهیل گرانه و رفاهی دولت وتعامل شبکه ای نیروهای اجتماعی و سازمانهای مردم نهاد در یک ساختار افقی هوشمندانه این مهم می تواند اتفاق بیفتد. و گرنه دولت به تنهایی نمی تواند از این بحران واگیر بدون حمایت همه جانبه مردم عبور نماید.

نهاد های مردم گرا بستر ساز و کاتالیزور قوی برای عملیاتی کردن سیاست های دولت در مواجه با چنین بحران های هستند. پس لازم است دولت متقابلا حمایت و بسترهای لازم را برای تسریع دهی به اقدامات سازمان های مردم نهاد فراهم نماید .

اما نهاد های مردمی با اهداف و خط مشی های متفاوت لازم است رسالت خود را به حوزه های خصوصی و حوزه های عمومی تفکیک نمایند ودر این فعالیت عمومی جهت جلوگیری از موازی کاری و پوشش و توزیع خدمات و حمایت های متوازان در بین اقشارضعیف درمناطق مختلف جامعه، نیازمند ساماندهی و نظام مند کردن برنامه و فعالیت ها با یک رویه واحدومشترک هستند تا سیاست و عملکردهای آنها اثر گذارتر گردد.

امیدوارم کشور ایران با سیاست اجتماعی بلند مدت در مسیر جامعه تاب آور گام های اساسی را بر دارد ودر آینده شاهد کاهش آسیبهای چند بعدی و چند جانبه بحران ها باشیم .

✍ حامد شریف پور

دانش آموخته دکتری جامعه شناسی

دانشگاه تهران

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.