سیلی سخت دمکراسی به صورت رجب

اسلام گرایان سراسر جهان، که با مرگ تلخ محمد مرسی در قفس، هفته تلخی را پشت سر گذاشته بودند، با شکست سنگین حزب عدالت و توسعه در دژ تسخیرناپذیرش، استانبول امشب ناچار خواهند شد با خاطری ناآرام و افکاری آشفته سر به بالین بگذارند.

سرخوردگی بزرگ مقیاس ناشی از فروریزی پایه های اسلام سیاسی در استانبول ـ پایتخت مقدس روم شرقی ـ از یک نظر با فروپاشی اقتدار کمونیسم در خیابانهای مسکو ـ جانشین برحق روم مقدس در ادبیات کلیسای ارتدوکس ـ در واپسین سالهای دهه هشتاد قابل قیاس است که خواب مومنان به کمونیسم در اقصی نقاط گیتی را برآشفت و رویای دیرینه شان را بهم زد.
اسلام سیاسی یا کمونیسم قرن بیست به تعبیر ارنست نولته نظریه پرداز فاشیست پژوه آلمانی ـ تنها در منطق درونی و برخی باورها و ساختارهای ایدئولوژیک با ایدئولوژی الحادی مارکسیسم متناظر نیست.
چه سرگذشت برآمدن و برافتادنشان هم شباهتی غریب با هم دارد.

کمونیسم بعنوان یک ایدئولوژی اروپایی بنا بود در ممالک پیشرفته و صنعتی به قدرت برسد اما مقدر شد سر از روسیه دهقانی و عقب افتاده درآورد و سپس به چین در شرق دور برود.
اسلام سیاسی هم در زادگاه خود مصر جز دوران دولت مستعجل مرسی، هرگز کامیاب نشد و بخت آن در ترکیه ای باز شد که قلب سکولاریسم جهان اسلامی و دین زدایی از عرصه عمومی در اعلی درجه خود به شمار می رود.
این توفیق غیرمنتظره مانند روسیه، روزها و سالهای شکوهمندی از پی خود آورد. به گونه ای که گمان دولت لایزال رویای شیرین زمامداران آن شد.

کیش شخصیت اردوغان و یکه تازی اش در عرصه سیاست و حذف یاران قدیمی، همزمان شد با رسیدن فواره معجزه سیاسی و اقتصادی حزب اعتدال و توسعه به قله و سقوط‌ تدریجی آن از‌ اوج.
درست مانند زمامداران شوروی که سرمست از صنعتی سازی دهه سی، پیروزی نظامی دهه چهل و هم آوردی دهه پنجاه با غرب، در نیمه دهه شصت فرصت اصلاحات را از‌ کف داده و کلید زوال تدریجی نظام را زدند.
درست است که نظام شوروی هم مانند حکومت اردوغان دشمنان خارجی زیادی داشت که چشم دیدنش را نداشتند و هیچ فرصتی را برای زمین زدن آن مغتنم می شمردند.. اما اگر موریانه های فساد و ناکارامدی در داخل به جان سیستم نمی افتاد، بعید بود توفیقی بیابند.

روسها با فروپاشی کمونیسم چندان عاقبت بخیر نشدند. از استبداد سرخ رها شدند اما نخست به چنگال مافیا و الیگارشیهای اقتصادی افتادند و سپس اسیر صورت بندی نوینی از استبداد سیاسی. در هر حال گذار دمکراتیک نیامد و بخت روسها باز نشد.
این بدفرجامی درباره ترکیه هم می تواند صادق باشد. حذف اسلام گرایان و محافظه کاران از گردونه قدرت، پیام آور دمکراسی نخواهد شد.
همانگونه که تلاش اردوغان برای زدودن میراث و سنت سکولار ترکیه و راندن آن از عرصه قدرت به تضعیف محتوای دمکراتیک جمهوری انجامید و راهش را به کژراهه برد.

راه اردوغان کژراهه ای است که سرانجام آن بن بست است و در انتهای آن یا دیکتاتوری وحشی نظیر ژنرال سیسی نشسته یا تجربه دولتهای ائتلافی و بی ثبات دهه نود. مگر گوشمالی امشب و سیلی سختی که دمکراسی به صورتش نواخت، از خواب گران بیدارش کند.
این سیلی برخلاف سیلی که
رجب با ابطال انتخابات استانبول به صورت دمکراسی زد، مبارک است.
اگر وی به یاران قدیم برگردد و با اپوزیسیون مدارا کند و با لگد زیر میز بازی نزند و برای خروج مسالمت آمیز از قدرت آماده شود، می توان امیدوار بود که ترکیه به مسیر درست باز می گردد.
الگوی ترکیه که در آغاز سده امید زیادی برانگیخت، یعنی شراکت اسلام گرایان، سکولارها و کردها در قدرت. بعید است با عبور از اردوغان بتوان به این ایده آلهای آغازین آغاز سده ترکیه بازگشت.

عبور از رجب یعنی گذار از “اردوغان دومی” که برخلاف نسخه اولیه اش که به در و دیوار اتحادیه اروپا می زد و آمال دمکراتیک داشت با اقتدارگراییهای پساکمونیستی در مسکو و پکن دمخور و رفیق شد و حکومت شخصی را بر حاکمیت دمکراسی ترجیح داد. اینگونه شاید بتوان تجربه ترکیه را نجات داد.

✍صلاح الدین خدیو
فعال مدنی

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.