تحلیل محتوای دلایل ورود۱۲۴کاندیدشورای شهر سقز

 

اگر به عنوان یک شهروند بی غرض ومرض ، بخواهیم منصفانه و واقع بینانه با عنایت به سه فاکتور  انگیزه ، توان و هدف کاندیداهای دوره ی پنجم کوثر نشین سقز را از روی رفتار ، گفتار ونوشته های ماجراجویانه ی درصد زیادی از این عزیزان در شبکه  های مجازی وحتی گاها واقعی ، عملکرد گذشته و … به نقد بنشینیم هر ۱۲۴ نفر را که شامل ۱۳ بانو و۱۱۱ آقا هستند را می توان در سه گروه اصلی که اکثریت را شامل خواهد شد وگروه چهارمی که اقلیت کمی را در خود جای خواهند داد، به شرح ذیل می توان تقسیم بندی نمود:

دسته ی اول – عده ی زیادی از جوانان تحصیلکرده هستند که جویای کارند و در صدد ایجاد شغل ودرآمدپایدار چهارساله برای خویشندوکوثر نشینی را که در آن شاید اجبار ی در ورود وخروج و پاسخ خواهی وپاسخ گویی نباشد جایگزینی مناسب برای کار اداری می دانند که شاید دست گیرشان نشود ویا حتی تجربه ی عملی در آن کار را هم نداشته باشند.

دسته ی دوم – خانم ها ویا آقایانی هستند که جویای نامند و گاها شاید دغدغه ی مالی هم نداشته باشند و جزو مرفهین جامعه باشند ولی سودای کسب شهرت در سر می پرورانند ودر صدد ند ازاین طریق اسمی ورسمی از کوثر نشینی در شهر تحصیل کنند.

دسته ی سوم – اینان سرمایه گذارانی! هستند که الفبای اقتصاد کلان را خوب درک کرده اند ودر صددند به محض کوثر نشینی ، با در اختیار گرفتن طرح های تفصیلی مناطق و استفاده از رانت اطلاعاتی و دسترسی به اطلاعات سری و محرمانه ی تغییر کاربریها ی مناطق شهری تمام تلاش خویش را معطوف ایجاد بنگاه معاملاتی مجازی در پاساژ کوثر نمایند ودرنهایت همه ی داراییهای جاری خودوبستگانش را به سمت خرید آن مناطق شیفت دهند وبعدا انرژی وتوان خود را درجهت آن تغییر کاربریها مصروف دارند و یا با ورود به کمیسونهای حساس ( ماده ۱۰۰، ماده ۵ ، معافیت ، اختلافات مالیاتی و…) برای خویش ارزش افزوده مازاد بر هزینه های میلیونی تبلیغات ایجاد کنند. واینان ، نقش واسطه های ملکی را بازی کرده و با نفوذی که در مجموعه شهرداری و شورا خواهند داشت با ایجاد تغییر کاربری املاک ،از فضاهای سبز و آموزشی و غیر مسکونی، به کاربری مسکونی و تجاری ، و با گسترش ساخت‌ و سازها در حاشیه شهر زیر نظر این افراد و تبدیل زمین های کشاورزی به مسکونی، ثروت های باد آورده و هنگفتی را به دست خواهند آورد وبا این کار شهر فروشی خواهند کرد و باعث ازدیاد حاشیه نشینی و آسیبهای اجتماعی بعدی ، به تبع آن خواهند شد.

دسته ی چهارم – در این دسته افراد ی قرار می گیرند که ، انگیزه دسته ی سوم را ندارند و توان نداشته ی دسته ی دوم را دارند و هدف دسته ی اول را هم در سر نمی پرورانند بلکه خواهند رفت تا دست چپاول دسته ی سوم از دارایی های مشهود ونامشهود شهر که متعلق به همه ی شهروندان وحتی آیندگان است ، کوتاه کنند . و از طریق انتخاب شهرداری شایسته وتصویب قوانین ومصوبات همه گیر و نظارت بر اجرای آن قوانین به ساخت شهری در خور شهروندان آن کمک نمایند.واز طریق پاسخ گویی به مردم وپاسخ خواهی از منتخب خود (شهردار) زمینه ی شفافیت وسلامت مالی را فراهم می نمایند.

البته بایستی  به این عده از دوستان یاد آوری کرد که به نظر می رسد که ،  اولا تحقق این اهداف سخت و طاقت  فرساست و ثانیا فضای شورای شهر با وجود حضور بعضی از افراد توصیف شده در دسته بندی فوق،خراب تر از این حرفهاست که بتوان به بندگان و خلق خدا خدمت رسانی کرد. مگر اینکه واقعا تیمی یک دست متشکل از افکاری از اولویت گروه چهارمی ها و دست پاک ، مقتدر ، مستقل ،معتقد به حلال وحرام ، راز دار ، شجاع ، متفاوت و پرانگیزه ای سر کار بیایند. تا دست به دست هم بتوانند جلوی این متحدها ی سه گانه قرار بگیرند. که این مهم ، همت شهروندان شهر را می طلبد .

اما بنده به عنوان یک شهروند توصیه کاملا دوستانه ای برای آن عده از عزیزانی دارم که از ماههای قبل وحتی در حال حاضر که نتیجه ی تایید صلاحیت ها مشخص نیست ، وفضای واقعی و مجازی شهر را متلاطم کرده و در صدند در روز وهفته های آتی با صرف هزینه های گزاف میلیونی و به هر قیمتی که شده صاحب کرسی شورای شهر شوند ، به هیچ وجه نباید وقت گرانبها و سرمایه و پس انداز خود را صرف رسیدن به این هدف با انگیزه هایی که یکی از آن، سه اولویت اول را داشته باشد بکنند!، به آنان اطمینان می دهم که هیچ افتخاری در این شیوه شورا شدن وجود ندارد، محض اطلاع آن عده از دوستانی که اولویت مادی گرایانه دارندباید عرض کردکه ،  از آنجایی که اطلاع دقیقی از منابع درآمد، حق جلسات و مزایای مالی اعضای شورا در دست است می توان به جرات گفت میانگین درآمد قانونی یک شورا در ماه ،کمی بیشتر از حقوق یک کارمند ساده می باشد.باید قبول کرد که کار عاقلانه‌ای نیست صرفا برای به دست آوردن این مبلغ نه چندان کافی، مسیر بسیار سخت شورا شدن را پیمود و شاید با سرمایه گذاری بسیار اندک نسبت به هزینه های سرسام آور انتخابات شورای شهر، در هر حرفه ای می توان چند برابر این مبلغ را به دست آورد.آیا صرف حداقل ۴۰میلیون تومان در زمان حال که دارای قدرت خرید نزدیک به(بافرض وجود تورم )  حداقل ۱۲۰میلیون  حقوقی است که درآینده بصورت ماهیانه وطی ۴۸ قسط کسب خواهد شد (با فرض تحقق کلیه ی درآمدهای شهرداری) منطقی است؟

جهت اطلاع عزیزانی که با در نظر گرفتن اولویت دوم خواستار شورای شهر شدن هستند نیز باید گفت که در شرایط عادی نه تنها هیچ کس مشکلی با شهرت و معروفیت ندارد بلکه برعکس همه خواستار کسب این شهرت و معروفیت هستند. اما باید توجه داشت که اولا محبوب بودن بسیار ارزشمندتر از معروف بودن است، و دوما متاسفانه در گذشته شورای شهر خیلی خروجی های پر افتخاری به جا نگذاشته است که جایگاه شورای شهر، خیلی شهرت خوبی در جامعه داشته باشد، بلکه برعکس عده‌ای در گذشته با تصمیمات غلط موجب سو ءشهرت این نهاد شده و جایگاه این نهاد مردمی به قدری پایین آمده‌ است که دیگر شهروندان اطمینان چندانی به جایگاه شورای شهر نداشته ،در این شرایط محبوب شدن یک رویایی بیش نخواهد بود و شاید به جز سوء شهرت چیز خاصی به دست نیاید. بنابرین آدم عاقل انرژی و وقتی که قرار است برای شورای شهر شدن صرف کند تا با توسل به آن جایگاه به شهرت دست یابد، شاید در یکی از حوزه های علمی، ورزشی، هنری، فرهنگی، اجتماعی و غیره سرمایه گذاری بکند، خیلی با افتخار می تواند هم مقامی کسب کند و هم به شهرت همراه با محبوبیت دست یابد.

اما جهت اطلاع همشهریانی که از طرفداران اولویت سومی هستند، هم سربسته باید گفت که متاسفانه در گذشته در شورای شهر  آنقدر تصمیمات غیر مسئولانه گرفته شده  که ازیک طرف ، شهرداری بدهی های سنواتی انباشته داشته، و ازطرف دیگرهم این سوء استفاده ها کم کم در جامعه شناخته شده می شود، فضا برای این بحث ها بسیار تنگ و سنگین شده است، و دیگر این مسایل مثل سابق پوشیده و غریبه نخواهد بود،وحتی نهادهای نظارتی هم خیلی بیشتر از سابق حواسشان به اعضای شوراست وهیچ فعل وترک فعلی از چشم این نهادهای ناظر و مردم دور نخواهد بود و این روزها کم نیستند همشهریان مسئولیت پذیری که این تخلفات را زیر ذربین برده ودر صورت لزوم  آماده افشاگری باشند، خلاصه دیگر به راحتی گذشته نخواهد بود، و آرزوی هر شهروند منصف آن است که جامعه و شهرستان از شر این تیپ افراد خلاص شود، هرچند که ممکن است باز ناخواسته و با ندانم کاری و با یک تصمیم غلط از روی احساسات ویا با طایفه گری و.. راه را برای امثال این افراد هموار کرده و آنان را بر کرسی شورای شهرستان روانه کنند.

در پایان باید گفت همان طور که بر هیچ کس پوشیده نیست، که اصل انتخابات، یا همان رای وحاکمیت مردم بر سرنوشت خودکه حق طبیعی هر شهروند می باشد بسیار اصل مهم و اساسی در جامعه است، و در عین حال جایگاه بسیار پر اهمیتی به شهروندان قایل می شود. و پارلمان شهری که یک امر مبارک و با ارزشی ،ویک اصل مغفول مانده قانون اساسی بود که در زمان دولت اصلاحات عملیاتی شد باید جایگاهش حفظ شود، و در یک کلام مردم بایدظرفیت آن را داشته باشد که امانتدار قابلی باشند، و در روز انتخابات احساس مسولیت داشته و توانایی تشخیص درست از نادرست را داشته باشد، و به هر نحوی کاندیدهای اولویت های سه گانه را از اولویت چهارمی تفکیک کرده و با حساسیت بیشتر نسبت به گذشته، آرای خود را به صندوق ها بریزند.به امید حضور حداکثری شهروندان در پای صندوق های رای وانتخاب اشخاص دست پاک ، رازدار ومفید برای شهروآرزوی ساخت شهری مبله ، سرسبز ، تمیز ، آباد ، با معماری ایرانی اسلامی زیبا ودر خور و روان جهت عبور ومرورتوسط معتمدین ومنتخبین آتی و تشکر از کلیه ی گم نامانی که در گذشته در این راستا موثر بوده اند. (پرسنل زحمتکش شهرداری ، شهرداران واعضای شورای شهرفعلی واسبق)

ابراهیم یوسفی

عضو هیئت علمی تمام وقت گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی سقز

نهم فروردین ماه ۱۳۹۶

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.